تبليغاتX
برای برو بچه های کلاس و بقیه دوستان

برای برو بچه های کلاس و بقیه دوستان

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مهر1389ساعت 23:12  توسط میثم   | 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مهر1389ساعت 23:12  توسط میثم   | 

باز آمد بوی ماه مهر ماه مدرسه

بررسی نقش مدارس در تعلیم و تربیت دانش آموزان

بوی مهر، بوی مهربانی، بوی لبخند، بوی درس و مدرسه و شوق کودکانه در پیاده روها، بوی نمره های بیست، بوی دفتر حساب و مشق های ناتمام، بوی دوستی و محبت...

پاییز با خود شور می آورد و قاصدکها خبر بازگشایی مدارس می دهند، درختان آماده می شوند تا با شوق، برگهای رنگارنگشان را چون کاغذهای رنگی بر سر کودکانی که مشتاقانه به مدرسه می روند بریزند و سارها بر شاخه های انبوه درختان صف کشیده اند، تا آوازهای گرمشان را بدرقه کنند. نسیم، نفس های معطرش را هر صبح بر گونه های سرخابی کودکانه شان می دمد تا خواب را در سایه های کوتاه دیوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حیاط منتظر مدرسه بدوند.

دیوارهای آجرنمای مدرسه را سراسر شور و شوق پر کرده است. کلاسها با آغوش باز در آستانه درها ایستاده اند تا میهمانان خود را در آغوش بکشند. واژه ها بر تخته های سیاه جان می گیرند و پروانه می شوند تا در نفس های هیجان زده کودکان پرواز کنند و فضای لرزان کلاس را گرم نمایند. چه شور و حالی دارد این روزهای آغاز مدرسه، روزهایی سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهای مهر و مدرسه، روزهایی که خیابانها سرخوش هیجان لبریز صداهای کودکانه جاری در پیاده روهایند. روزهایی که عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره کلاس ها سرک می کشد تا با بالا آمدن آفتاب، تنشان را در نفس های معطر کودکان شست وشو دهند. روزهایی که آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها بیدار می شود. روزهایی که ماه، بالای سر دفترهای مشق به خواب می رود.

امروز اولین روز از ماه مهر و شروع فصل پاییز، ماه تحصیل، تلاش، مشق و مدرسه است. روزهای آغازین سال تحصیلی هم مثل سالهای اولیه تحصیل، دوران بسیار حساسی است. ایجاد نگرش های مثبت و پویا در دانش آموزان، تقویت انگیزه کوشش برای یادگیری و کاهش دغدغه و اضطراب و آشنایی با شخصیت و دیدگاههای دانش آموزان می تواند در روزهای اول مدرسه صورت پذیرد. همچنین در دوران اولیه تحصیل، خانه و مدرسه هر یک نقش ویژه دارند.

کارشناسان مسایل اجتماعی معتقدند روابط در خانه فردی تر و عاطفی تر و در مدرسه جمعی تر و منطقی تر است. از این رو این دو محیط خانه و مدرسه از لحاظ فراهم آوردن زمینه های لازم برای رشد و تربیت کودک مکمل یکدیگرند و باید همدیگر را یاری کنند. لذا همکاری پدر و مادر با معلمان و اولیای مدرسه اهمیت ویژه ای دارد. اما در این میان نباید نقش آموزشی و تربیتی مدرسه را نادیده گرفت، چراکه دوران تحصیل از جهت تعلیم و تربیت بهترین و مهمترین دوران است. در این دوره بچه ها ویژگی های روانی و آمادگی کاملی برای تربیت پذیری و ادب آموزی دارند و آموزش رسمی بچه ها نیز از این مرحله آغاز می شود. لذا این دوران طلایی را که بهترین فرصت برای تعلیم و تربیت است، نباید به سادگی از کف داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 شهریور1389ساعت 9:18  توسط میثم   | 

شب امتحان در خوابگاه (طنز)

خوابـگاه دخــتـران ( شب )

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

خوابــگاه پســران (شـب)

سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)

میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های  کلاس مـا که مثـل بچه های  شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...

مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!!
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند
+ نوشته شده در  جمعه 29 مرداد1389ساعت 11:46  توسط میثم   | 

باید و نباید های شنا در تابستان

آغاز فصل گرما و از طرفی علاقه مردم برای آب تنی پس از كارهای روزمره جسمی و ذهنی، افراد را به سمت استخرهای سربسته و روباز و حتی كانال های آبی حاشیه شهرها، سدها، رودخانه ها و سواحل دریا می كشاند.

● گرم شدن هوا و علاقه مندی مردم به شنا

آغاز فصل گرما و از طرفی علاقه مردم برای آب تنی پس از كارهای روزمره جسمی و ذهنی، افراد را به سمت استخرهای سربسته و روباز و حتی كانال های آبی حاشیه شهرها، سدها، رودخانه ها و سواحل دریا می كشاند. مناطقی كه در صورت عدم رعایت نكات لازم بهداشتی و ایمنی، بعضا حوادثی را با خود به همراه خواهد داشت.

هرچند هستند افرادی كه به خاطر ترس از برخی بیماری های پوستی و یا آلودگی های موجود در آب های جاری و استخرها، یك دوش ساده و خنك گرفتن را به تنی در آب زدن ترجیح می دهند اما اكثر افراد جامعه با توجه به نشاط آور بودن و شاداب شدن روح و جسم با انجام ورزش های آبی، بیشتر ترجیح می دهند خود را در آب های استخر، پشت سدها، رودخانه ها و سواحل دریا غوطه ور كنند كه این امر جدای از جنبه های روحی و روانی آن و همچنین حفظ سلامت بدنی ممكن است مشكلاتی را نیز با خود به همراه بیاورد، چرا كه عدم رعایت برخی نكات بهداشتی و تراكم جمعیتی فراوان برای رفتن به استخرها چه بسا ممكن است رعایت نكردن به برخی توصیه های لازم، مشكلاتی را با خود به همراه بیاورد.

هم اكنون بیش از ۳۰۰ استخر دولتی و خصوصی فعال در سطح شهر تهران فعالیت می كنند كه امكانات و سطح كیفی سرویس دهی آنها در یك سطح نبوده و به دلیل عدم رعایت استانداردهای لازم ایمنی چه بسا شهروندان از وضع بهداشتی برخی از آنها شكوه داشته باشند و هرچند كارشناسان بهداشت از اماكن فوق بازدید كرده و دستور العمل های لازم را برای رعایت برخی نكات بهداشتی به متصدیان استخرها می دهند و بر كار آنها نظارت دارند اما با این وجود بهداشت در بسیاری از استخرها به خصوص از طرف خود افرادی هم كه به آنجا می آیند به دلیل آگاه نبودن رعایت نمی شود.

كلریزه كردن استخرها، استفاده از دستگاه تصفیه، تهویه هوا، ضدعفونی كردن برخی نقاط، عدم پذیرش بیش از اندازه افراد و خارج از ظرفیت در استخرها،، رعایت نكات بهداشتی از سوی خود مردم از جمله توصیه های مهمی است كه از سوی خود كارشناسان بهداشت به پیمانكاران ارایه می شود.

از طرفی هرچند این نكته تاكید می شود كه افراد برای حضور در استخرها باید حتما از سوی پزشك مطمئن گواهی سلامت داشته باشند اما این موضوع كمتر مورد توجه قرار می گیرد چرا كه بخش زیادی از سلامت استخرها منوط به رعایت بهداشت خود مردم بوده و دانستن نكات بهداشتی و بیماری هایی كه ممكن است از استخر به آنان منتقل شود برای آنها ضروری به نظر می رسد. بیماری هایی كه با سوزش، خارش، درد و حتی ترشح در مجرای خارجی گوش و چشم پدید می گردد در واقع افرادی كه به ناراحتی های فوق دچار گشته اند ضمن مراجعه سریع به پزشك نباید تا پس از بهبودی كامل وارد استخر شوند.

نكته قابل توجه آن كه افرادی كه در بدن شان بنابر دلایلی دارای زخم و یا خراش هستند نباید تا بهبودی كامل عارضه فوق، به استخر رفت و آمد كنند، همچنین علاقه مندان شنا باید ضمن استفاده اجباری از كلاه شنا و مایو قبل و پس از ورود و خروج به استخر حتما دوش بگیرند و دیگر آن كه آنهایی كه علاقه به برنزه شدن دارند و به همین دلیل استخرهای روباز و یا سواحل دریا را برای شنا ترجیح می دهند باید توجه داشته باشند كه این امر در درازمدت ممكن است باعث به وجود آمدن ناراحتی های پوستی در آنها گردد.

بدون تردید داشتن وسایل كامل اختصاصی برای شنا و عدم استفاده از وسایل دیگران، رعایت نكات كامل بهداشتی و شست وشوی سر و بدن با شامپو و صابون باعث می گردد تا پس از هر بار تنی به آب زدن احتمال چسبیدن برخی قارچ ها به بدن به حداقل كاهش یافته و بیماری های احتمالی با خود به همراه نداشته باشد. از طرفی با توجه به تعریق فراوان باید در استفاده از مایعات نهایت دقت را نیز داشت.

مولود مشهدی زاده نكاهی كارشناس تربیت بدنی در این باره می گوید: جدای از رعایت نكات بهداشتی در استخرها باید در مصارف مایعات نیز توجه داشت چرا كه آب در كلیه اعمال فیزیكی و شیمیایی سلول های بدن تاثیر به سزایی داشته و بدن در فصل گرما به دلیل تعریق بسیار جدای از شست وشو نیاز به مایعات سرد، سالم و پاكیزه دارد. بدن انسان بالغ در حالت طبیعی بسیار كمتر نیاز به آب دارد ولی در فصل تابستان این امر بیشتر احساس می شود. از طرفی نوشیدن آب در ضمن غذا خوردن به مقدار زیاد باعث رقیق شدن عصیرهای هاضمه و كم نمودن تاثیر آنها می شود.

با شروع تابستان و بالطبع پر كردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان در میادین ورزشی باید نسبت به گذشته مایعات بیشتری مصرف كرد حتی آنهایی هم كه به استخر و سونا می روند باید برای آب از دست داده شده بدن خود، از مایعات خنك استفاده كنند.

در پایان ذكر این نكته ضروری است كه در فصل تابستان به دلیل گرما و بالطبع تعریق بدنی باید جدای از استفاده مایعات سالم و خنك برای جبران آب های از دست رفته بدن، برای شنا كردن هم از مناطق مطمئن و بهداشتی استفاده كرد چه بسا به رغم شست وشوی كامل بدن پس از آب تنی در نقاط آلوده، ممكن است میكروب ها و قارچ های موجود در محیط در اجزای مختلف بدن جا خوش كرده و بعدها نگرانی های پوستی، چشم و گوش و گوارشی با خود به همراه داشته باشد، در هر حال رعایت نكات بهداشتی در استفاده از آب و مایعات به هنگام نوشیدن و شنا كردن الزامی است كه بی توجهی به آن عواقب وخیمی با خود به همراه خواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 مرداد1389ساعت 10:16  توسط میثم   | 

سفیر رستگاری(مبعث پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله )

مفهوم بعثت

بعثت، به معنای برانگیخته شدن برای انجام کاری است و مبعث، روزی است که پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند متعال به رسالت مبعوث گردید. در قرآن کریم واژه بعثت با صیغه های مختلف به کار رفته و در مجموع به دو قسمت تقسیم می شود: قسمت اوّل درباره بعثت پیامبران است، مانند آنجا که می فرماید: «به تحقیق در هر امتی رسولی را برانگیختم». قسمت دیگر درباره دوران پس از مرگ و زنده شدن مردگان می باشد، همانند آن جا که می فرماید: «آنان که کافر شدند، پنداشتند هرگز برانگیخته نمی شوند. بگو آری سوگند به پروردگارم که البته برانگیخته خواهید شد. سپس خبر داده می شوید بر آن چه عمل کرده اید و آن بر خداوند آسان است». نیز از زبان حضرت عیسی علیه السلام نقل می کند که می فرماید: «سلام بر من هنگامی که ولادت یافتم و آن گاه که بمیرم و در آن زمان که زنده شوم».

قلمرو بعثت

قرآن کریم در آیات مختلف، جهانی بودن رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را مطرح نموده است. از آن شمار در سوره اعراف و سبأ آمده است: «بگو ای مردم من فرستاده خداوند به سوی همه شما هستم» و نیز «و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم». قرآن کریم هم چنین در سوره جمعه می فرماید: «او مبعوث به گروه دیگری از مؤمنان نیز هست که هنوز ملحق به این ها نشده اند»؛ یعنی اقوام دیگری نیز که بعد از پیامبر و یاران وفادارش پا به عرصه وجود می گذارند و از سرچشمه زلال قرآن و سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله سیراب می گردند، در قلمرو بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله قرار دارند. در همین رابطه، نقل شده هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این آیه را تلاوت می فرمود، سؤال شد: این ها چه کسانی هستند؟ ایشان صلی الله علیه و آله هم دست خود را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: «اگر ایمان در ثرّیا(ستاره دور دست) باشد، مردانی از این گروه(ایرانیان) بر آن دست می یابند».

دشمنان ونسبت های ناروا به پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگامی که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به دعوت آشکار پرداخت، انواع فشارها به ایشان وارد شد و دشمنان اسلام، در صدد مقبله با پیامبر و مسلمانان برآمدند. یکی از راه هایی که دشمنانِ پیامبر برای کم اثر کردن دعوت آن حضرت و تضعیف روحیه ایشان انتخاب کرد، مسأله استهزا و مسخره کردن بود؛ زیرا آن ها فکر می کردند که با سُخریه و استهزا، کار پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان یکسره می شود، امّا وقتی فهمیدند استهزا اثر نکرد و اسلام هم چنان به رشد سریع و تکامل خود ادامه می دهد، اندیشیدند که می توانند پیامبر صلی الله علیه و آله را با برچسب هایی هم چون ساحر و شاعر و کسی که مطالب خود را از این و آن، یا از افسانه های پیشینیان گرفته، از میدان بیرون کند. توطئه ای که نقش البته نقش بر آب شد و نه تنها مسلمانان را از مسیر حق بازنداشت، که عزم آنان را در پیمودن راه حق و سعادت، راسخ تر ساخت.

بعثت و تحول بزرگ در اعراب

عصر جاهلیت، عصری بود که مردم به کلی از فرهنگ و اخلاق انسانی دور بودند و خشن ترین زندگی را داشتند و با دست خود، دختران معصومشان را با کمال سنگدلی و بی رحمی زنده به گور می کردند. جنگ های قومی و قبیله ای فراوان جریان داشت و از انسانیت و کرامت انسانی خبری نبود. در این زمان، خداوند حجت و ولی خود را برانگیخت تا مردم را از گمراهی ها، کژی ها و جهالت ها برهاند و به سوی حق، راستی، درستی، امانت داری، صله رحم، اخلاق پسندیده، فرهنگ مترقی و پیشرفته و خلق و خوی انسانی و الاهی رهنمون گرداند. به راستی که رسول مکّرم اسلام صلی الله علیه و آله در مدتی کوتاه، آن چنان تحول و انقلابی ایجاد کرد که زندگی اعراب جاهلی را از پرتگاه سقوط اخلاقی و نابودی، به قله کمال و سعادت هدایت نمود.

سنت های حسنه عید مبعث

مبعث، یکی از اعیاد بزرگ امت اسلامی است. در این روز مبارک، شایسته است مسلمانان به پاکیزگی و نظافت بپردازند؛ چرا که علی علیه السلام فرمود: «غسل کردن در روزهای عید، هم سبب پاکیزگی و نظافت کسانی است که برای درخواست حاجت به درگاه خداوند روی می آورند، و هم پیروی از سنت پیامبر اسلام است». پوشیدن لباس تمیز و مناسب، صلوات فرستادن و روزه گرفتن، از دیگر سنت های سفارش شده در این عید بزرگ به شمار می آید. امام صادق علیه السلام درباره روزه داری در روز عید مبعث فرمود: «کسی که در روز بیست و هفتم ماه رجب روزه بگیرد، خداوند ثواب هفتاد سال روزه را به او خواهد داد».

مبعث در کلام امام جواد علیه السلام

عید مبعث، یکی از بزرگ ترین عیدهای اسلامی است که در قرآن و روایات از آن به بزرگی یاد شده است. امام جواد علیه السلام در این باره فرموده اند: «در ماه رجب، شبی است که در آن، از هر آن چه خورشید بر آن می تابد، خیر بیشتری نهفته است، و آن شب بیست و هفتم است که در صبح آن، پیامبر صلی الله علیه و آله برانگیخته گردید. بدانید که بر عمل کننده آن از شیعیان ما، پاداش عمل شصت سال قرار داده شده است».

بعثت در نگاه مولا علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام زیباترین تصویر را از بعثت به جهان پیش از بعثت، ارائه داده و فرموده اند: «خداوند رسولش محمد را در زمانه ای فرستاد که فاصله قطع رسالت های آسمانی و وحی الاهی به درازا کشیده بود. امت ها به خواب بلند غفلت و بی خبری فرو رفته بودند. فتنه، فساد و تباهی عمومیت یافته بود. نظام کارها از هم گسسته بود. آتش جنگ ها شعله می کشید. دنیا تیره بود و فریبکار، خزان زده بود و یأس آفرین. خشکسالی معنوی بود و قحطی حقیقت. نشانه های هدایت فرسوده و پرچم های گمراهی افراشته بود. چهره دنیا بر مردم عبوس گشته بود. حتی دنیاطلبان نیز از سیمای روزگار برمی آشفتند. روزگاری بود که میوه اش فتنه، خوراکش مردار، کسب و کارش آلوده و در دل های مردمانش هراس و در کف هایشان شمشیر قرار داشت. در این هنگام، خداوند، پیامبرش را برانگیخت... و جهان با نور نبوت، روشن شد».

نور رسالت

27 رجب، جلوه بی پایانی بود که شعاع آن، تا کرانه های ناپیدای زمان گسترش یافت. در آن روز شکوفه نبوت گشوده شد. باغ رسالت به بار نشست. ابر سایه گستر و باران رحمت بعثت، چهره جهان را نشاط بخشید. آری، از آن روز که بر فراز «حرا» آیات الاهی بر دل پیامبر نشست و از آن عصر که صبح هدایت با «اقرأ» آغاز شد، نه تنها خانه خدیجه، که جهان با نور رسالت روشن گردید. پیامبر به رسالت مبعوث شد تا عالَم بشری را به سوی سعدت و حیات راستین و عاری از مکر و فریب رهنمون گردد. مبعوث شد تا زندگی مسخ شده مردم را با فطرت آشتی دهد و پیام خدا را بر مردم بازخواند.

بعثت در کلام امام

پرچم دار اسلام راستین، حضرت امام خمینی رحمه الله درباره بعثت چنین فرموده است: «بعثت رسول خدا برای این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند؛ راه این که مردم بتوانند با قدرت های بزرگ مقابله کنند. بعثت برای این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را، تمام این ها را از ظلمت ها نجات بدهد. ظلمات را به کلی کنار بزند و به جای او نور بنشاند. ظلمت جهل را کنار بزند و به جای او نور علم بیاورد. ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جای او عدالت بگذارد... و راه او را به ما فهمانده است. فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمین برادر هستند و باید با هم وحدت داشته باشند؛ تفّرق نداشته باشند».

بعثت در کلام رهبری

مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره بعثت چنین فرموده است: «مسأله بعثت و پدید آمدن این حادثه، مهم ترین مسأله ای است که در طول عمر طولانی بشریت، برای او اتفاق افتاده است. در سرنوشت انسان و تاریخ بشر، هیچ حادثه ای به قدر این حادثه مؤثر نبوده و هیچ لطفی از طرف پروردگار، به عظمت این لطف، بر انسان ها وجود نداشته و امروز آن چه از شعار ما در دنیا مطرح است، همان پیام ها و شعارهای بعثت است. مثل شعار عدالت اجتماعی، آزادگی، علم و دانش، ترقی و تعالی».

مبعث، فصل شکفتن گل بوستان رسالت

سلام بر مبعث، بهاری ترین فصل پهنه گیتی. سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت. سلام بر سالار قافله عشق، محمود، احمد، حضرت محمد صلی الله علیه و آله . محمد صلی الله علیه و آله عصاره آفرینش، خلاصه خلقت و قاموس همه ارزش هاست. وارث یکصد و بیست و چهار هزار «فضیلت» است. مردی که دروازه های نور را به روی بشر گشود و عطر رویش وجودش، باغستان گران قدر توحید را به سبزه و گُل و میوه آراست. پیامبر ما ـ که بر او هزاران درود بادـ هدف آفرینش، عصاره خلقت، یادگار بزرگ خداوند، و اُسوه ای برای همه آزادمردان و نیکان جهان است. هیچ کس چون او خدا را نشناخت و چون او در راه اعتلای کلمه حق درد را جان نخرید. پس بیایید مانیز که پیرو آن عزیزیم، پیامبرگونه زندگی کنیم و رسول وار بیندیشیم؛ باید بکوشیم فاصله ها را با آن حضرت کم کنیم.

بعثت، نوید تزکیه انسان

بعثت، پایه گذار حکومت صالحان در عرصه خاک است. بعثت، سحرگاه امامت و ولایت است. بعثت، نوید تزکیه انسان های شایسته از زشتی هاست. بعثت، عید انسان های جویای حق و عدالت است. بعثت، جشن بزرگ مستضعفان، محرومان، ستم دیدگان و بی یاوران است. بعثت، روز عزت ارزش هاست. بعثت، نعمت خدا بر انسان هاست. پیام خیزش انسان از خاک بر افلاک است. در این روز، خداوند نهر عدالت را در بوستان حیات بشر جاری ساخت و گل های ایمان را در گلستان جان حضرت محمد صلی الله علیه و آله شکوفا کرد. بعثت، گل های ایمان را بر شوره زار دل های سرد و خفته اعراب رویاند و خرافات و اوهام را از سرزمین حجاز، به زباله دان تاریخ سپرد. اینک نیز پیام های ماندگار بعثت، که از منبع وحی سرچشمه می گیرد، رهگشای ما رهروان آن پیامبر نیک سرشت و نکوکار است.

بعثت، عید ختم ناامیدی

مبعث، عید بزرگ نجات از سرگردانی، عید ختم ناامیدی، عید تمایز عدل و ستم، عید بیداری و آگاهی، و عید تعهد و هدایت بزرگ الاهی است. در این روز شریف بود که پیامبر رحمت پس از چهل سال عبادت و راز و نیاز به درگاه خداوند، شایسته ابلاغ رسالت شد و زمزم وحی، در عمق جانش به جوشش درآمد و آفاق را سیراب کرد. در این روز، پیامبر امین، با فرمان «اقرأ» بشر را در آغوش پر مهر دیانت قرار داد و دامنه بعثتش، تا همیشه تاریخ گسترده شد و نام مبارکش، زینت بخش ملک و ملکوت گشت. اینک پس از پانزده قرن، سخن و تعلیم آن یگانه هستی، هم چنان می درخشد، می تابد، می سازد و پرورش می دهد. از این رو، بعثت، نقطه عطفی در زندگی سراسر عزت پیامبر امین بود که آیات الاهی را بر گوش جان انسان ها ترنم کرد و جهل و جور، شرک و بت پرستی را از صحنه زندگی دور ساخت.

مهم ترین پیام بعثت

مهم ترین پیام بعثت، یکتا پرستی و تزکیه نفس است. بعثت، وحی را واسطه زمین و آسمان قرار داد و انسان ها را از سرگردانی در وادی ظلمت و تحیر وارهاند. بر همین اساس است که حضرت امام خمینی رحمه الله می فرمایند: «انگیزه بعثت، نزول وحی... و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصّفا بشوند، از این ظلماتی که در آن ها موجود است تا این که بعد از این که مصّفا شدند، ارواح و اذهان آن ها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند. انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد م ما تزکیه کنیم خودمان را، نفوس خودمان را مصّفا کنیم... اگر این توفیق برای همگان حاصل شد، دنیا یک نوری می شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق».

پرتو اشعه بعثت

در پیام بعثت، فطرت پاک و زلال انسانی را یافتمی و رهایی تن و جان را در محتوای ندای پیامبر شناختیم. بر همین اساس است که مقام معظم رهبری درباره آثار بعثت چنین می فرماید: «هیچ حادثه ای از قبیل انقلاب های بزرک، مرگ ها و حیات های ملّت ها، پدید آمدن اشخاص بزرگ ، از بین رفتن اشخاص بزرگ، ظهور مکتب های گوناگون، اهمیتش برای بشریت به اندازه بعثت های انبیا نیست. هم چنان که امروز شما می بینید، ماندگارترین شکل های فکر و ذهن آحاد بشر، همان شکل هایی است که ادیان به آن ها داده اند و تا ابد هم همین طور خواهد بود. اگر چه امروز بسیاری از کسان در عالم هستند که مستقیما خود را در پرتو اشعه بعثت نبی اکرم قرار نداده اند، یعنی غیر مسلمان ها، اما همان ها هم از برکات این بعثت، تاکنون منتفع شده اند».

پیامبر و بعثت از منظر دانشمندان غیر مسلمان

نور هدایت

دکتر کارلایل، نویسنده انگلیسی در مورد شخصیت و تاریخ زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مقاله مفصلی دارد. در بخشی از این مقاله آمده است: «امروز یکی از بزرگ ترین ننگ هاست که کسی از مردم این دوره، به مطالبی گوش دهد که از آن ها گمان رود دین اسلام، بی اساس و پیامبر او محمد صلی الله علیه و آله دروغگو بوده است و بر ماست که علیه این اقوال بی معنا و خجالت آور، قیام کنیم و با این آرای سخیف در جنگ باشیم؛ زیرا رسالتی را که آن پیامبر آورده... هنوز نور هدایتی است که صدها میلیون مسلمان در پرتو آن زندگی می کنند... پس بر ما لازم است که قبل از هر اقدامی، به گفته اش گوش فرادهیم. محمد صلی الله علیه و آله بخشی از زندگانی و ابدیت است که دل طبیعت، آن را آشکار ساخت و چون ظهور و تجلی کرد، مانند فروغی بود که عالم از آن روشنی گرفت».

فروتنی و مهربانی

ویلیام مایر، نویسنده مشهور انگلستان، پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را مظهر فروتنی، مهربانی و بخشش دانسته، چنین می گوید: «از صفات برجسته محمد صلی الله علیه و آله که سزاوار همه گونه تقدیر و در خور تمجید است، دقت و احترامی است که درباره یاران خود، حتی پست ترین آن ها معمول می داشته است. آری، فروتنی و مهربانی و انسانیت و جود و بخشش، در وجودش ریشه دوانده بود و موجب شدت علاقه و محبت اطرافیانش به او شده بود. اصولاً از گفتن کلمه «نه» در موقع خواهش دیگران، بی اندازه بیزار بود و اگر نمی توانست حاجت درخواست کننده را برآورده سازد، خاموشی را بر پاسخ منفی دادن ترجیح می داد... هیچ وقت جز برای خدا و در راه او به احدی زیانی نرساند».

اخلاق نیکو

گروسه، نویسنده معروف فرانسوی، حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را دارای اخلاق نیکو و جوانمردی دانسته، چنین می نویسد: «وقتی محمد صلی الله علیه و آله قیام کرد، جوانی بود بزرگوار و جوانمرد و با شهامت، که سطح فکرش خیلی بالاتر از محیطی بود که در آن زندگی می کرد. او با اخلاق نیکویش توانست عرب هایی را که سرگرم پرستش بت بودند و در تعصب و جاهلیت به سر می بردند، به عبادت خدای یگانه راهنمایی کند و در پرتو حکومت متحد دموکراسی خود، به هرج و مرج و خون ریزی و تفرقه خاتمه دهد و عادات و صفات نکوهیده آن ها را در ردیف ملل وحشی قرارشان می داد، تغییر دهد و به اخلاق نیکو و صفات عالی مبّدل سازد».

مقام و منزلت ممتاز

مارکس درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و بعثت آن حضرت چنین می گوید: «محمد صلی الله علیه و آله اولین پیغمبری است که تمام گفته هایش پس از رحلتش ضبط و تدوین شده است واز همین جا، شخص می تواند به مقام و منزلت ممتازی که به دست آورده، پی ببرد و دریابد که احادیث و اقوالش، چه پایه ای از صحت و دقت و درستی را حایز است. حقیقت غیر قابل انکار این است که مبعوث شد تا رسالتی را که خلاصه رسالات سابق و مافوق آن ها بود، برای عالم بیاورد. بنابراین، رسالت او دستور ثابتی است برای عالم و آن چه محمد صلی الله علیه و آله آورده یا گفته، با ذوق و فهم امروزی مطابق است».

سزاوار اکرام و احترام

تولستوی، نویسنده برجسته روسی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را شایسته هر گونه اکرام و احترام دانسته، در وصفش چنین می گوید: «شکی نیست که محمد صلی الله علیه و آله از مردان بزرگ و مصلحانی است که در حقیقت خدمت بزرگی به بشر کرده است. همین برای فخر او کافی است که یک ملتی را به نور حق هدایت نمود و آن را وادار کرد که به صلح و آسایش و آرامش بگراید و راه ترقی و مدنیت را به رویش باز کرد. بدیهی است آن چه کرده، عمل عظیمی است که فقط از شخص قوی و با عزمی ساخته است و چنین شخصی، الحقّ سزاوار همه گونه اکرام و احترام است».

راستگو

پروفسور مونته، استاد دانشکده ژنو در رشته زبان های شرقی، درباره ویژگی شخصیتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از جمله صفات صداقت و صراحت آن بزرگوار، چنین اظهار نظر کرده است: «محمد صلی الله علیه و آله دارای اخلاق بسیار عالی و رفتار نیکو و در داوری خود راستگو بوده است. ظاهرترین صفاتش، صحت داوری و صراحت گفتار و معتقد بودن به گفتار و کردار خود می باشد و روش دین محمد صلی الله علیه و آله با آن اخلاص شدیدی که از آن نمایان است، هر محقق و کنجکاو بی غرضی را متعجب و مبهوت می کند».

خاتم پیامبران

دکتر لورا فالیبری، دانشمند ایتالیایی درباره حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله چنین اظهار نظر کرده است: «شکی نیست که در قرون وسطا، دروغ ها و تهمت های زیادی به محمد صلی الله علیه و آله دیانت او نسبت می دادند، ولی در این دوره، این قبیل دشمنی ها بسیار کاهش یافته است و مردمی که طالب حقیقت هستند، فهمیده اند که محمد صلی الله علیه و آله کسی است که عالم را منقلب کرده و خاتم پیامبران است».

دعوت محمد صلی الله علیه و آله

گوستاو لبون، درباره پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و دعوت آن حضرت چنین می گوید: «اطاعتی را که محمد صلی الله علیه و آله از یاران و پیروان خود دید، برای هیچ فاتح و فرمانده و پادشاهی میّسر نشد. او اخلاقِ نیک و حکمتی بی مانند و دلی پر از مهر و رحمت داشت. عقل محمد صلی الله علیه و آله از بزرگ ترین عقول بشری و آرای او، از محکم ترین آرا بوده است... دعوت محمد صلی الله علیه و آله ارکان جهان را متزلزل نمود و بر قسمت مهمی از آن مستولی گردید».

نفوذ معنوی و تحریم استعمال الکل

لیک، استاد دانشگاه فرانسه، درباره نفوذ معنوی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می گوید: «یکی از تعالیم بی مانند پیغمبر بزرگوار به مردم، تحریم استعمال مواد الکلی است که به واسطه آن، در مدت چهارده قرن، میلیون ها انسان را از شر این سّم کشنده که خود مخترع آن بودند، نجات داد و همین دستور، یکی از معجزات دین محمد صلی الله علیه و آله است. ما به چشم خود دیدیم که آمریکا برای تحریم الکل، چه کوشش های بیهوده ای نمود و نتیجه ای نگرفت؛ ولی محمد صلی الله علیه و آله با آن نفوذ معنوی و قوه ادبی، توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد».

شخصیت جهانی

مسیو ژان سوئیسی، نویسنده و دانشمند بزرگ قرن بیستم، درباره حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله چنین می گوید: «انسان هر قدر بیش تر به روش زندگانی و اخلاق محمد صلی الله علیه و آله پی می برد. با این که چهارده قرن از بعثت آن گذشته است، می تواند علت توجه و علاقه میلیون ها انسان را به این شخصیت جهانی درک کند و ملتفت می شود که برای چه، محبت و علاقه آن مرد خدا در دل های آن ها تا آن اندازه بوده که جان در راهش داده اند و او را تا آن پایه، بزرگ و قابل ستایش دانسته اند».

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 18:47  توسط میثم   | 

شاگرد زيرك و استاد!


استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.


نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 تیر1389ساعت 0:16  توسط میثم   | 

لنگه کفش

پیرمردی سوار بر قطار به مسافرت می رفت.
به علت بی توجهی یک لنگه کفش ورزشی وی از پنجره قطار بیرون افتاد.

مسافران دیگر برای پیرمرد تاسف می خوردند.
ولی پیرمرد بی درنگ لنگه دیگر کفشش را هم بیرون انداخت.
همه تعجب کردند.

پیرمرد گفت که یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف می شود ولی اگر کسی یک جفت کفش نو بیابد، چه قدر خوشحال خواهد شد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 تیر1389ساعت 0:1  توسط میثم   | 

چرچیل و راننده تاکسی

چرچيل(نخست وزير اسبق بريتانيا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسيد به راننده گفت آقا لطفاً نيم ساعت صبر کنيد تا من برگردم.

راننده گفت: "نه آقا! من می خواهم سريعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچيل را از راديو گوش دهم" .

چرچيل از علاقه‌ی اين فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و يک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با ديدن اسکناس گفت: "گور بابای چرچيل! اگر بخواهيد، تا فردا هم اين‌جا منتظر می‌مانم!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 تیر1389ساعت 23:59  توسط میثم   | 

آهنگری که روحش را وقف خدا کرده بود

آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش اوضاع درست به نظر نمی‌آمد. حتی مشکلاتش مدام بیش‌تر می‌شد.

یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: «واقعا که عجبا. درست بعد از این که تصمیم گرفته‌ای مرد خداترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده، نمی‌خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام رنجهایی که در مسیر معنویت به خود داده‌ای، زندگیی‌ات بهتر نشده.

آهنگر مکث کرد و بلافاصله پاسخ نداد.

سرانجام در سکوت، پاسخی را که می‌خواست یافت.

این پاسخ آهنگر بود:

در این کارگاه، فولاد خام برایم می‌آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می‌دانی چه طور این کار را می‌کنم؟ اول تکه‌ی فولاد را به اندازه‌ی جهنم حرارت می‌دهم تا سرخ شود. بعد با بی‌رحمی، سنگین‌ترین پتک را بر می‌دارم و پشت سر هم به آن ضربه می‌زنم، تا این که فولاد، شکلی را بگیرد که می‌خواهم. بعد آن را در تشت آب سرد فرو می‌کنم، و تمام این کارگاه را بخار آب می‌گیرد، فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می‌کند و رنج می‌برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست.

آهنگر مدتی سکوت کرد و سپس ادامه داد:

گاهی فولادی که به دستم می‌رسد، نمی‌تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سر، تمامش را ترک می‌اندازد. می‌دانم که این فولاد، هرگز تیغه‌ی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد. آنوقت است که آنرا به میان انبوه زباله‌های کارگاه میاندازم.

باز مکث کرد و بعد ادامه داد:

می‌دانم که در آتش رنج فرو می‌روم. ضربات پتکی را که زندگی بر من وارد کرده، پذیرفته‌ام، و گاهی به شدت احساس سرما می‌کنم. انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می‌برد. اما تنها دعایی که به درگاه خداوند دارم این است :

«خدای من، از آنچه برای من خواسته‌ ای صرفنظر نکن تا شکلی را که  می‌خواهی ، به خود بگیرم. به هر روشی که می‌پسندی  ادامه بده ؛ هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز، هرگز مرا به کوه زباله‌های فولادهای بی فایده پرتاب نکن».

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 تیر1389ساعت 23:57  توسط میثم   |